این یادداشت، روایت یک مورخ نیست؛ روایت یک رزمنده است. روایت مردی که در پنجم مرداد 1367، در میان دود، آتش و باروت، ایستادگی فرزندان ایران را در تنگه مرصاد با چشم خود دید؛ روزی که آخرین برگ زرین دفاع مقدس، با ایثار و جانفشانی همرزمانش رقم خورد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی منجم تبریز؛ هر سال که پنجم مرداد از راه میرسد، ناخودآگاه ذهنم به غرب کشور پر میکشد؛ به جاده کرمانشاه، گردنه پاتاق، گردنه حسنآباد، کرند غرب، اسلامآباد غرب، تنگه چهارزبر، به مظلومیت قصرشیرین، سرپل ذهاب و روستاهای اطرافشان؛ جایی که هنوز هم اگر چشمهایم را ببندم، صدای انفجارها، بوی باروت و چهرههای خسته اما مصمم همرزمانم را میبینم.
